۱۴۷۵

داستان از این حرف ها و‌نوشته ها

بسیار ناراحت کننده تر بود.

۱۴۷۴

هر چقدر گشت کسی نبود

جای امنی نیافت

محرمی نبود

دردهایش را با او به اشتراک گذارد

۱۴۷۳.

سه سال از آخرین سی آذر با هم بودنمان گذشت

فال حافظ بی فایدست

مرا فقط .

۱۴۷۲

من

غمی ناتمام

خدا

؟ :)

۱۴۷۱

تو

اون آدمی بودی که باعث شدی از تک تک خیابون و کوچه هایی که باهات قدم زدم بدم بیاد و‌برام خاطره شن

تو

همونی بودی که باعث شدی الان از تموم مناسبتا بدم بیاد و نمک نشناس بودنت برام مرور شه

تو

همونی که عید و یلدا و هر‌مناسبتی برات تلاش کردم اما خب باعث شدی این روزا برام چیزی جز درد نباشه

تو

نامرد ترین هستی.

دیگه در مورد تو‌گیر نکردم. در حال حرکتم‌ . فقط خاطرات آزارم‌میدن. تو برام نماد بی شرافتی شدی. نماد قدرنشناشی‌ . نماد نمک‌خوردن و‌نمکدون شکستن. نماد همه چیزای بد.

ازت نمیگذرم‌و‌خدا از تو‌نگذره

واگذارت میکنم به خدا.

۱۴۷۰ .

خبری نیست

جز خاطرات

خاطرات امشبمون

اشکالی نداره

دیگه همه چی تموم شده

و نباید خدا رو فراموش‌کنم

مهم ترین موضوع این قصه خدا بود

هیچ کسی برای ابد با کسی نمیمونه

و کسی بخاطر خودت تو رو‌دوست نخواهد داشت

این یلدا . و یلداهای قبل. دو سال قبل. تک و تنها. دور رینگ پیاده روی تو سرما و یخبندون هوا. خدا .‌تو‌ در‌حال شفا دادن من هستی

خدای من

این قلب پر غم و غصه ست :)

۱۴۶۹.

یاد خرید یلدا برات

یاد اون باری که تو خونه حالت بهم خورد و بردمت دکتر و چقد نگرانت بودم و امروز رفتم همونجا و دلتنگی

یاد خیانتت. یاد نامردیات

یاد همه دوست داشتنم و عشقی که بهت داشتم و هدر دادی

امروز چند بار به فکر رفتم

قلبم درد میکنه خدا

من هنوزم این نامردو دوست دارم‌

۱۴۶۸

دلتنگتم

و حرف دومی‌ندارم

۱۴۶۷. خواب او

صبح ؛ نمیدونم چه ساعتی ؛ اما با دیدن خواب شخصی بیدار شدم که هیچ ارتباطی بینمون نیست. نهایت هفته ای یکبار سلام و خداحافظی. نمیدونم . این اواخر حس کردم نسبت بهش کمی حس متناقض و خواستن دارم

صبح حسب کارم و اتفاقی راهم از جلوی دادگاه خانواده گذشتم. چقدر بد بود.

۱۴۵۵.

برای این گل قرمز

نماز مرده بخوانید

خدا ....