تمام داراییم خیال کردنمه

هنوز هم دست تو دور گردنمه

چقدر گریه کنم؟ چقدر تلو بخورم؟ چقدر به دیوار پیاده رو بخورم؟

خستم . همه میگن فلان کارو کن فلان طور کن . نمیدونن کسی که زخم خورده به زور خودشو سرپا نگه داشته. نمیدونن از درونم خبر ندارن که من برام همین که تا الان به خیلی اتفاقات تن ندادم تو این چند ماه کار بزرگی کردم. نمیدونن فقط میگن حساس نباش مگه تو میدونی تو دل من چیا میگذره مگه تو میتونی منو قضاوت کنی که میگی پاشو دنبال کارات بیفت . مگه تو میفهمی حس میکنم جفت پا و دستام قطع شدن و حس میکنم زخم شمشیر رو تنمه . مگه تو میتونی بفهمی که میگی این ۵ ماه هیچ کاری نکردی ‌. مگه توی دل من بودی بفهمی درک کنی چیا بهم گذشته و میگذره و چه داغی کشیده قلبم. آره خیلی احساساتی و حساس بودم و خیلی به احساساتم بها دادم نسبت به اون . خیلی بال و پر دادم

متاسفم مصل خیلیا شارلاتان نبودم . متاسفم آدم مناسب زندگی برای قرن لجن کثافت ۲۱ نبودم. متاسفم برای خودم دلم از سنگ نبود . متاسفم تصمیم گرفتم که سیاستم صداقتم باشه . فکر میکردم زندگی مشترک یعنی خودت باشی . متاسفم سر نامزدم انواع و اقسام نامردی و دروغ و فریب نیاوردم و اشکالی نداره که اون این کارا رو کرد . حداقل وجدانم راحته . اون برای من ذشمن نبود و نیست حتی با همه این وقایع اما اشکالی نداره از اون ضربه خوزدم از پشت خنجر خوردم اشکالی نداره . پیش خودم اژ یه نظر سربلنذم حداقل ولی خب . به حماقت و ساذگی خودم دلم میسوزه . جگرم سوخت . قلبم سوخت . اشمالی نداره . اون به هذفش رسیده . همینو میخواسته و موفق شده و بالاتر سیاهی رنگی هست؟ نیست .

اشکالی نداره ممکنه راحت با حال خوب و خیانتاش تا ابد زندگی کنه . همه چی ممکنه . هیچ بعید نیست . این دنیا پایش ظلمه . اساسش ظلم و جوره و همه چی ممکنه و خیلی اوقات ظالما مجازات نشدن .

عیبی نداره خودم . من میتونم . سخت تر از اولین شب جداییم که نیست