خیره ماه نیمه

ظلمات

نیمکت همیشگی میزبان غریبه ها

بغض فروخورده

عجول تر‌ از‌همیشه

خدای‌من.

تمام خاطرات مقابل چشمانم

خود عزیزم ؛ شرمنده‌ات شدم

جز غم و‌مصیبت نصیب نشد

خود عزیزم

متاسفم که نشد

من تلاش خودم را کردم

اما نشد

خدا.