۱۱۱۰. نشسته ام تنها . خداست و من
در تنها ترین حالت ممکن
فقط خداست و من
دراز کشیدم و جلوی بخاری به اولین و آخرین باری که اینجا همدیگر را در آغوش کشیدیم
یا آخرین باری که روی آن مبل کنار آشپزخانه ناراحتت کردم و ناراحتم کرده بودی
نه تو صبور بودی و نه من تاب دوری تو را داشتم
ریشه ای یکبار برای همیشه این مشکل را حل کردی
و خط پایانی برای رابطه مان کشیدی که فقط خودت باخبر از آن بودی
و من بیخبر ماتم برد تا ابد
تو ظالمی :)
+ نوشته شده در یکشنبه دهم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 0:54 توسط بیم
|