1158.
آرام و قرار نداشت
دلش مدتها بود رنگ آرامش و سکون را به خود ندیده بود
دو سالی میشد که نمیتوانست براحتی بخوابد
دائم در حال جدل با خویش ؛ خالق ؛ او ؛
نمیدانست راه رهایی کجاست
دائم در تلاطم
بدنبال آرامش ابدی راستین.
او حیران از خویش بودن خویش بود
+ نوشته شده در سه شنبه نهم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 22:22 توسط بیم
|