۱۱۹۸. زیر تیغ
هر که را نشانی از او داشت از زیر تیغ می گذراند
پیامش میداد .شاید کمی آرام شود. شاید کمی به دیگران گفتن از ظلمی که برایش جاری شد ؛ از دردهایش میکاست.در همین بحبوحه نظرسنجی میکرد و نوبت کسی شد که داستان را از دید میم نگاهی انداخت و او محکوم به بی احترامی شد
بعضی حرف ها رالازم بود بشنود . بالا وپاببن کند و بارها و بارها بخواند. از نگاه او بعضی از حرف هایش درست والباقی نگاهی متعصبانه بیش نبود...
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 2:54 توسط بیم
|