ولی جناب سایه ؛ این غم نامبارکه

کارت میشه زندگی با این غم

مجبوری غم بخوری . تنها یادگاری تو این غمه

خدای من

امروز رو متاسفم . صبح بد شروع کردم ‌ الانم که نشد برسم جایی که میخوام‌ . موقع برگشت دختر همسایه رو دیدم که ... . چقدر عجیبی تو دنیا ! چقدر غریبی تو دنیا. خدا حالم تو عاشورای حسینت خوب نیس. نه راه پسی نه راه پیشی . هیچ چاره و راهی نمیبینم. نمیدونم با این همه تعارض درونی قراره چیکار کنم! بلد نیستم. کاش تو خدا کمک حالم بودی. بیشتر . دستامو میگرفتی و میگفتی از اونجا نه. از این جاده بیا.

راستی قراره اوضاع درست شه یا بدتر اینم میشه؟