۱۲۳۸. چه مبارک است این غم...
ولی جناب سایه ؛ این غم نامبارکه
کارت میشه زندگی با این غم
مجبوری غم بخوری . تنها یادگاری تو این غمه
خدای من
امروز رو متاسفم . صبح بد شروع کردم الانم که نشد برسم جایی که میخوام . موقع برگشت دختر همسایه رو دیدم که ... . چقدر عجیبی تو دنیا ! چقدر غریبی تو دنیا. خدا حالم تو عاشورای حسینت خوب نیس. نه راه پسی نه راه پیشی . هیچ چاره و راهی نمیبینم. نمیدونم با این همه تعارض درونی قراره چیکار کنم! بلد نیستم. کاش تو خدا کمک حالم بودی. بیشتر . دستامو میگرفتی و میگفتی از اونجا نه. از این جاده بیا.
راستی قراره اوضاع درست شه یا بدتر اینم میشه؟
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۴ ساعت 13:48 توسط بیم
|