رابطه با آدمای خودشیفته محکوم به عذابه . به شکنجسبت . یه آدم خودشیفته ، با شخصیت نمایشی . هر کاری میکنی براش و یهویی بدون هیچ دلیل خاصی میذاره میره . آره خب .

تو میمونی و حجم بینهایت سوال و ابهام و گیج و منگی

من چیکار کردم ؟

چی گفتم ؟

چیکار باید میکردم که نکردم ؟

و سوالاتی که جوابی نمیده . و عذاب ، و تویی که عاشق این ادم بودی . اره خب . راستی

و تویی که همه خودت رو توی این رابطه گذاشتی و نتیجش این . و مدام سرزنش خودت . سرزنش دیگران . سرزنش همه . داستان چیه ؟ خستم . خسته . موندم چه کنم ؟

و اونی که برای ضربه زدن و لجبازی با من ، از هیچ کاری دریغ نکرد و نمیکنه

و منی که دوستش داشتم و دارم و براش ارزوی موفقیت داشتم همیشه .

خدایا . داستان چیه ؟؟؟ امتحانه ؟ اشتباه منه ؟ تصمیم اشتباهه ؟ آژمونه ؟ عذاب الهیه ؟ سرنوشته ؟ قسمته ؟ شانسه ؟ چیه داستان ؟

موندم . نمیدونم . ضربه کاری !