چندین و چند بار راجب بچه هامون هم حرف زدیم

بچه هایی که قرار بود با عشق ما متولد بشن و مامان بابای خوبی براشون باشیم

بچه هایی که بارها راجبش شوخی میکردیم

بچه هایی که حتی به اسمشونم فکر میکردیم

بچه هایی که زمان و تعدادش رو هم حرف زدیم

وقتی تو میدون ...... یه زوج سالمند دیدیم آرزو کردیم مثل اونا تا آخر عمر با هم پیر شیم

ولی کو ؟

برنامه داشتیم برای کارمون و بریم یه مدت جای دیگه ادامه بدیم

الان دقیقا کجایی تو ؟ چطور این همه راحت جا زدی و نفس میکشی ؟

تو چی بودی ؟