۲۷۹. کلمات و هوا
هوا بشدت سرد. صبح موقع رفتن سر کار یخ بستم . یاد ماشین مرحومم بخیر که اینم رفت هوا و خواب صبح و هوای تاریک که نمیشه بیدار شد سخته واقعا سخته.
راستش از بس همه جا کلمات و جملات(( دو قدم مانده پاییز.....و جمله تو شب یلدای منی و...... ))رو دیدم. متنفرم. برام تلخی محضه . مرور خاطراتی که برام الان همش سراسر درد و رنجه . شاید این شب سرد و تلخ تاریک من هم یه روزی دوباره روی خورشیدرو به خودش دید .نمیدونم.شاید به امید خودت خدایا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 0:20 توسط بیم
|