۳۱۹ .بارون
۹ کیلومتر امروز پیاده و سرپا بودن. خستم
باید گوشی رو خالی کنم تو فلش و لبتاب . مرده شور همه آهنگایی که با هم عاشقانه گوش میدادیم تو جاده به عشق تو میومدم . لعنت به تک تک لحظاتی که با هم گذروندیم لعنت به اولین روزی که دیدمت . لعنت به تک تک لحظاتی که با هم عکس دو نفره گرفتیم ؛ لعنت به اولین بوسه . لعنت به اولین باری که خودت برای گرفتن دستام پیشدستی کردی و لعنت به من که پیشونیتو بوسیدم . لعنت به صبح فردای صیغه . به عکسی که گرفتیم . به دفترخونه ازدواج . به جشن عقد . به تابستون و بیرون رفتنامون . با هم خوابیدنامون . از لحظه و روز و تاریخ نحس دیدنت تا به همین ثانیه و مرگم لعنت . لعنت به قدم زدنامون تو میدون. لعنت به قدم زنمون تو . لعنت به ... موزه رفتنمون . لعنت به نفس کشیدنامون کنار هم . لعنت به ذات خراب پلیدت . لعنت به پدرت مادرت . لعنت به من که باورت کرده بودم و سادگی کردم