دیروز پایان نامه رو مجدد تموم کردم و ویرایش زدم و همه داده ها عوض شدو فرستادم برا استاد . این منو تا ترم بعد نگه نداره ول کن نیست انقدر که مرض داره والله انقد ملت راحت دفاع میکنن با کلی ایراد و نمره هم میگیرن اما من ؟!! گرفتار شدم یعنی خدا نکنه کارت با استاد خانم گیر کنه ! قبلا دوره کارشناسی هم یه چندتا استاد خانم داشتیم یکی دوتاشون واقعا خوب بودن دو سه تایی هم جمیع سخت گیری ها ! دوره ارشد هم داستان همینه ! استادای خانم واقعا اکثرشون درکی از شرایط ندارن . فقط برا این که مقاله در بیاره به اسم خودش همه زورشو میزنه ! لامصب ! تو انسانی ؟ انقدر نمیفهمی ؟ پاور دفاع رو هم کار کردم و تموم شد و امادست . دیگه بخواد این استاد ایراد بگیره و کار رو برگردونه میتوپم بهش حال و حوصله شو ندارم واقعا . بیشعوری هم حدی داره . آدمِ مریض .

یه برف درست حسابی بارید ، صبح با صدای گیر کردن ماشین تو کوچه بیدار شدم و یک ساعت تمام رفتم کمک . دست و کمرم به درد افتاد و همچنان در حال درد کردن ! غروب رفتم بیرون . ده کیلومتر پیاده روی تو برف ، کمی تا قسمتی چسبید اما سرد و سخت بود و موقع برگشتن در حال از هوش رفتن بودم و فشارم افتاد. رفتم همون جایی که همیشه میرفتم و بعلاوه مرکز شهر . پرنده پر نمیزد . فقط یه تعداد کم برا تفریح و عکس گرفتن اومده بودن . هوا سرده . مدت ها بود آرزوی همچین برفی داشتم که برم تو برف قدم بزنم و صدا و نرمی برف رو زیر پاهام حس کنم و اولین نفری باشم که رو برفا راه میرم. حس خوبی میده . واقعا بهترین فصل که حالم باهاش خوب میشه زمستونه ، زمستونی که برف بیاد همیشه . سخته دردسرش زیاده اما حالمو خوب میکنه ، رفتم سراغ اون نیمکته . قبل من زحمت کشیده بودن و اطرافش تمیز شده بود عکس گرفتم ، من پای عشقی که وعده داده بودم موندم ، نه اینکه اونجا رفتن به این معنی باشه . اما رو حرفم موندم اما تو ؟ تو همچنان در تکاپو و تلاش برای اینی که بیشتر درآمد کسب کنی ! واقعا درست گفتن قربانیان مهریه !

دنیا به درد نمیخوره ، چیزی که ارزش نداره جون انسان هاست . ارزش های انسانیه . 23 هزار نفر مردن یه ور دنیا و هیچکس هیچ اهمیتی نمیده بیشتر اینا بچه بودن ! بچه های معصومی که هیچ درکی و تصوری از جنگ نداشتن ، فقط متولد شدن و دیدن وسط جنگ و دعوان ! و عذاب و سختی و درد و الانم جونشون متاسفانه به راحتی قربانی نفس حیوانات پست شد . این وضعیت جای دوری نمیره همین جا هم هست زیاده ! اونایی که هر شب سطل اشغال رو میگردن برای غذا ! غذای مونده و دور ریز بقیه رو میخورن ! یا اونایی که بخاطر شرایط و اجبار ، تن فروشی میکنن ! خلاصه که این دنیا کثیفه درسته قشنگی ها هنوز هم هست ولی اخلاقیات تو جامعه سقوط کردن . منم یکی مثل بقیه و تحت تاثیر جامعه ام .

همیشه آرزوم اینه یه صد دویست سیصد سال قبل با سختیای اون دوران زندگی میکردم ولی میبینم اون دورانم مشکلات زیادی بوده . خان و خان بازی و کدخدایی ! بهرحال آدم به دنیا میاد که سختی بکشه ! اصلا آدم برا مصیبت کشیدن خلق شده این وسط گاهی زنگ تفریح هم بهش میدن . نمیدونم بقیه رو . برای خود من زنگ تفریح خاصی هم نبوده خیلی کم !

همکلاسی که پیام میداد سال قبل دوباره دیروز پیام داد در مورد دفاع سوال پرسید . سال قبل کچلم کرده بود انقدر که پیام میداد ! پیله کرده بود اونم اوقاتی که به هیچ احدی فکر نمیکردم و اجازه به خودم نمیدادم . اون بیشعور هم پیله کرده بود این کیه که پیام داده ! میگفتم ببین خودت کیه سوال پرسیده جواب دادم . پاک هم نکردم مثل خودت چون چیزی برا پنهون کردن ازت ندارم و تو برام کافی هستی . حالا اونم به پیام کسی که بالا چهل بود و بچه و شوهر داشت و بچش همسن من یا کمی کوچیکتر ! الان خودش نمیدونم چه گوهی میخوره ! بدرک ! به جهنم . واگذارت کردم به خدا

یه سری کارا مونده هنوز ! البته که کار ادم تمومی نداره و همین کارا و گرفتاریا به زندگی معنی میده . کاش بتونم زندگی خودم رو ریل مفید بودن بندازم طوری که به خودم افتخار کنم که میتونم مفید تر از الانم باشم . یه حس خوب کفایت و باا عرضه بودن میده . فکر میکنم خیلی فاصله دارم با این شرایط تو حالت مستمرش ، مقطعی کم و بیش انجامش میشدم .

خدایا نمیدونم اخرش چی میشه چطور میشه . خودت کمکم کن . این روزا اصلا خوب نبودم . راضی نیستم اما نمیدونم فکر میکنم راهکاری هم ندارم ، تو خودت چاره کن کارای منو ؟ خودت که شرایطمو میدونی ، بهتره هر کسی ، کمکم میکنی ؟ هوامو بیشتر داشته باش . تو خدایی . بخاطر حالا چندتا چیز که نمیخوای چتر مهربونی و کمکتو از رو سرم برداری ؟ توکل به خودت ، به امید خودت خدایا . الهی شکر