471. خواب تو برای بار n ام
امروز صبح با دیدن تو اما توی خوابم ؛ شروع شد
در حال مسافرت بودیم و به جنوب کشور و با اتوبوس
القصه بعد مدت ها دیدمت اما توی خواب
خب احتمالا داشتی دیشب بهم فکر میکردی یا روح من همچنان دنبال توئه .
اما همه چیز تموم شده . دیگه هیچ بازگشتی نخواهد بود . بپذیر ای حال ناآرومم . قبول کن :)
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 7:53 توسط بیم
|