برام سوال شده

اونایی که واقعا هیچ کسی رو ندارن باهاش حرف بزنن ؛ کسی رو ندارن بغل کنن و حس خوبی بگیرن ؛ اونایی که نمیتونن با بقیه راحت باشن چون باید الکی قوی باشن و نمیخوان شخصیت جدیدی برا خودشون شکل بدن ؛ خب سوال ؟ چطوری با تنهایی هاتون سر میکنید ؟

وقتی تو زندگی هیچ هدف انگیزه وددلخوشی و تفریح و معنایی برا بودن نداشته باشی ! من الان زنده ام ولی یه جسد متحرک هستم !

خدا جان حواست این پایین مایین ها هم باشه ؟ شاید یکی خیلی سخت سختشه ؟ شاید یکی داره جون میده ! شاید یکی مات و از همه جا و همه کس مونده شده . نمیدونم . میشه تا ۶۰_۷۰ نهایت تنها بود تنها زندگی کرد و تنهاتر مرد؟ یا دقیقا مثل اون خبرا میشه که بعد یه سال جسد طرف رو پیدا میکنن تو‌خونش ؟

البته خیلی امیدوارم دعا میکنم از خدا میخوام کار به اون جاها نکشه. نمیخوام تعریف دوم دروغی از عشق داشته باشم . فقط میخوام که بمیرم همین . اگر امروز نه ؛ دقیقا فردای روزی که پدر و مادرم این دنیا نیستن و داغ بچه نبینن همین .

+آسمان ابری ؛ همایون شجریان

خدایا کرمتو شکر :)