همه چیز این روزا برام عادیه .‌خیلی عادی. حتی احوالم با اینکه به نظر غیرعادی میاد . اما هنوزم که هنوزه عادیه. چون طبیعیه هنوز ناراحت و افسرده باشم. طبیعیه این هم‌غم منو احاطه کرده باشه. اما از این تنهایی واقعا خوشم نمیاد ولی نمیتونم حتی با کسی خیلی عادی پیام بدم . همش ته دلم یه غمه همه جا. غمی که ساکن ابدی دلم خواهد بود.

اتفاقی رفتم سایت دولت و قسمت پلیس و گذرنامه زیارتی رو با چند تا کلیک ساده درخواست دادم و قرار شد با پست بفرستن . یه دوره هست شاید اونم شرکت کنم . فقط از بایت این که ممکنه جلسه دادگاه باشه اون تایم . مردد هستم. خلاصه شرایط اینطوریه.

کاش این خلا عاطفی وجودمو نمیگرفت اونم این همه.خیلی بده خیلی.

تهش‌چی میشه خدا؟