560. چ روزهای غمباری
این روزا آروم ترم و البته غمگین
دیشب تقرببا نخابیدم و پیگیر اخبار دروغ کانالای تلگرام بودم که اخبار جنگ و حمله رو پخش میکردن
امروز خیلیا فهمیدن که توهم قدرت داریم وبرابر ابرقدرت ها حرفی برای گفتن نداریم. اون همه هزنیه و حمله که به نظرم ضروری بود برای دفاع و اینکه آره نمیتونی بزنی و دربری اما نتیجه ؟ هیچوپوچ و همه چیز تو آسمون شکار شد وبه هدف تقریبا غیر چندتایی چیزی بزخورد نکرد. این ترقه بازی ونمایش دیگران رو نمیدونم اما من رو بیشتر ترسوند وقتی که ابعاد واقعی ماجرا روشن تر شد که اونطوری که فکر میکنیم قدرت بازدارنده نداریم . اقتصاد هم که کلا هیچی .
سردرذ عجیبی داشتم و بعد کار خابیدم و متاسفانه زیادم خابم بردو سه چهار ساعت خابیدم و نمیدونم شب کی قراره بخابم؟ شعبه دادگاه برای شکایت جدید مشخص شد و احتمالا سر برج هم تاریخ ونحوه حضور هم اعلام شه.
شاید روزی رسید که دوباره بتونم واقعا بخندم و فراموش کنم چه غمواتفاق بزرگ وتلخی برام افتاده . شاید . به امید خدا