۵۹. کاش می رسید پیامی از تو
کاش پیام میدادی میگفتی زنده ای؟
چقدر سنگ دل بودی تو؟
کاش حداقل تو که تو زرد از آب دراومدی و خیانت کردی و عهد شکستی
کاش یکی از دوستام پیام میداد میگفت بیا بریم یه چند ساعتی خلوت کنیم ببینم چه بلایی سر خودت آوردی
می بینی که . هیچکسی نیست . تنهایی و تنها و تنها . هیچکس حاضر نیست از یه حذ بیشتر تو غمت شریک بشه وحرفاتو بشنوه
حق هم داره . هر کسی به اندازه کافی مشکلات و دردای خودشو داره.
خدا بزرگه میم جان
خودم جانم
ان شاالله خدا خودش زنگ بزنه . بگه بیا پیشم دیگه کافیه خیلی اذیت شدی و اون خیلی در حقت نامردی کرد و حالا بیا پیش خودم آروم بگیر .لیاقت این دل بزرگ مهربونت رو اون آدم حقیر دوزاری نداشت.
بیا که دل منم تنگته و این آدمای زر پرست دنیا رورها کن
من کنارتم پشتیبان و پناهتم
خدا جانم
سخت به نشونه هات محتاجم
سخت محتاجم که برم مدت ها دور شم از این شهر
برم یه جایی که دلمآروم بگیر وهر شب گریه و شیون کنم راحت
کجا بهتر از پیش خودت ؛ کجا بهتر از بیرون از این جسمدنیایی ؟
منتظرم . این بندت صبر نداره داره شکنجه میکشه در جریانی که خدا
کمکم کن