۶۵۴. خنده داره این همه غمو مشکلات
از حجم مشکلاتم
از حجم بی پولی این چند ماهه
از حجم خستگی و فرسودگی
از حجم این دادگاها که تمومی ندارن
از فکر و خیال
گویا خدا ؟
همه سر تا پا انتظارن
همه نشستن کنار گود و میگن چرا کاری نمیکنی تو؟
چرا انقد ضعیف؟
نمیدونم خدا
همه گذشته برا من مثل خوابه مثل خواب ترسناک
خاطراتم رو روز به روز دورتر و دورتر احساس میکنم
باختی که دادم
هدفی که ندارم
کارایی که نصفه نیمه موندن و مغز وسواس فکری عملی من نمیذاره اروم باشم چون جز با گذر زمان حل نمیشن
خدا این جهنم کجاست؟اینجا اگه دنیاست جهنم پس چه خرابه ای؟
خستم خدا .خسته . تمومش کن دمت گرم. تمومش کن . روحم درد میکشه .وجودم سراسر عذاب. ناتوان . شکست خورده . این ضجرکشیدن دیدن نداره؛ داره؟ این همه عذاب ؟ خوده جهنمه دنیات. پره ظلمه .میترسم از جهنمت . میترسم از خودت که چی بشه؟ که تست بگیری تهش چی؟ من هزار بار گفتم رفوزه ام مشروطم نابودم کن . عدم کن منو نیست کن منو . خدا هدفت چیه؟ از عذاب کشیدن و خلق کردن و بعدش مرگ و بعدش شروع دوباره لذت میبری نه؟ هر حال تو خالقی قدرتمند شاید اینکه خالق باشی حس خوبی باشه.
تمومش کن این جهنم رو . نمیتونم . باور ندارم هیچ چیزی رو.
کافیه