۷۲۳. آرزو میکنم خدایا
آرزو میکنم خدا جان
برای نمیدانم بار چندم ولی میخواهم شب آخرم باشد و صب چشمانم را در کنار تو و در آغوش تو باز کنم و دیگر درد وغم و رنجی بر این بدن خسته حس نکنم
متلاشی گشتم. نابود شدم. میدانم آن دنیا با این اعمال کارم سخت است اما مرگ خوش تر است . مرگ فرصتاست. فرصتی برای دیدار خالق
خدایا به امید تو . شب آخر و مرگ.
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۳ ساعت 0:50 توسط بیم