۷۶۴. خوابت
خوابتو دیدم ؛ کنار هم بودیم و به هم پیچیده.دقیق یادم نیست ولی خواب عجیبی بود . از خواب پریدم. داشتیم یکی میشدیم. دلم برات تنگ شد
بعد نوشت : خیلیواقعی بود خیلی . از تعجب از خواب پریدم که دوباره بغلمی.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 7:38 توسط بیم
|