775. شب تمومی نداره ، نه
بعضی از شبا، بعضی شبا ، تمومی ندارن . انقد غم عالم و آدم میریزه به سرت ، انقد غم داری ، وقتی کسی رو نداری حتی باهاش چند کلمه حرف بزنی ، نه برای درد و دل ، حرف معمولی ! همین چخبر و امروز چطور گذشت ؟ آخ خدا. قدِ یه دنیا غم دارم . خدا ، منو کنار خودت بشون ، هر چند ناتوان ، مرا از درگه خود مران. خسته ام خدا . نمیدونم . خودت این درد رو درمان کن . نمیدونم قراره با پاییز چیکار کنم ، هنوز نرسیده آفتابو عقب رونده . از ساعت 5 -6 حالا بشین تاریک تک و تنها و پر از غصه و مشکلات تا اخر شب و صبح 7. 12 ساعت . چه زندگی کسالت باری میم ! چه زندگی کسالت بار غم انگیزی ، شاید رفت هم چاشنی کار باشه.همه چی یه روزی تمومه اما این تمومی که به ظاهر سادست ، گاهی هر ثانیه ش شبا هزار شبه . قلبم میگیره . از غصه و غم . یکی از آرزوهام اینه خدا برم کنسرت معین و بخونه و بشنوم . تو مرحله بعد علیرضا قربانی . دوباره ماشین بخرم برم لب ساحل و جنگل . تک و تنها تو کلبه یا چادر بمونم و تا صب فکر و خیال کنم کنار صدای طبیعت. یا برم اسنپ تا فقط با آدما همکلام شم اونایی که دوس دارن حرف بزنن. عیبی نداره درست میشه. خدا رو شکر میتونست بدتر از اینم باشه. میتونست بهتر باشه . کاش با این آگاهی خدا یه فرصت دومی بهم میداد ، برمیگشتم اول ابتدایی و روز اول مدرسه . خونه قدیمی . خاطرات قدیمی . خیلی زود بنظر میاد. مثل یه وهم و خیال. گاهی میرم و از جلو اون خونه میگذرم و خاطرات بچگی . همه ی دوچرخه سواریام تو کوچه پس کوچه ها از سر ذوق و شوق، تو آفتاب جهنم تابستون.ای خدا . یه روزی تموم میشه و قصه زندگی هم تموم میشه . مثل همه چیزایی که هیچکدوم ابدی نیستن . مثل همه خاطرات ریز و درشت. خوب و بد . کاش میتونستم آسون بگیرم . کاش میتونستم مثل بعضیا عین خیالم نباشه. کاش این حساس بودن رو نداشتم. الهی به امید تو. هر چی خودت صلاح میدونی. زندگی عجیبی بود. از این به بعد رو هم تو عالمی . هر طور صلاحه بچین.