پخش و پلا توی ذهن منی ؛ میخام یادم بره عشق منی

از فرط بی حوصلگی زدم بیرون. دوباره تک تک خاطرات و جاهایی که با هم قدم زدیم ؛ رفتیم و پا گذاشتیم خاطرم اومد . هر روز به یادتم .‌متاسفانه . امکان فراموشی و انتظارش غیرمعقوله.ولی خب خدا هم بزرگه. نمیدونم الان زندگی مون اینجا رسوندی ؛ شدی آدم بده داستان زندگی مون ؛ همون آدم شیاد خبیث کثیف ؛ الان به همه آرزوهات رسیدی؟ خدا بزرگه و تاوان حتمی.

میخام یادم بره عشق منی ؛ مگه میشه دست به سیاهی ها نزد.

بارون .نم نم . پیاده روی و دویدن. سرما .دور همونجا. سخته زندگی