۷۹۸. ذوق و غم
چقدر بابت امروز ذوق زده بودم ! نمیدونمچرا ؛ از نظر منطقی بیخود و بیجهت
کمی راجع بهش فکر کردم و دیدم که جز دردسر و سختی چیزی نیست ؛ از اونم امروز خوشم نیومد حس خوبی ازش نگرفتم ؛ ظاهرا ادم بدی نیست اما تناقض حرفاش مشخص میکنه ادم ریاکاریه ؛ خدا ببخش دارم قضاوتش میکنم اما همگی تو ذهن خودمه اینا
پیام جدید دادگاه :) بدبختی جدید ! به به ! شکر خدا . شکر .نمیدونم چقدر دوسم داری که بلا و سختی و مصیبت پشت سر هم ؛ نمیخوای یه لحظه همفراموشت کنم ؛ نمیذاری ؛ چرا حالا امروز اینطور شد؟ اونا اونجا چیکار میکردن؟ عجیبه. خدایا پناه به خودت .پناه به خودت. پناه به خودت .میترسم .توکل به خودت. کمکم کن .
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر ۱۴۰۳ ساعت 22:20 توسط بیم
|