۸۱۶. دلنشین
الهی
مرگ دلنشن و بهترین و راحت ترین اتفاق ممکن برام بنظر میاد. الهی خسته ام . ناامید از همه جا و همه کسی هستم جز تو. الهی با دیدن واقعیت های دنیا حالم از زندگی بهم میخوره . خدا ؛ کمی بیشتر خدایی میکنی؟ امشب بخوابم و فردا بیدار شم و ببینم از جسمم خلاص شدم . الهی. احوالم رو دریاب. جز تو میبینی میدونی کسی رو ندارم . نذار اخرش به جایی برسم که بقیه کار درسته رو کردن و رفتن با خیلیا ارتباط گرفتن . حالم خوب نیست. سنگین جسمم رو حس میکنم. خدای من . خدای من . خدای من.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 20:41 توسط بیم
|