۸۴۸. خدا من خدای ناممکن هاست
همونطور که خیلی یه دفعه ای همه چی جور شد و بهم رسیدیم ؛ همونطور که همه چیتوسط اون بهم خورد ؛ کاش خدا کمک کنه خیلی زود بیادیهویی بگه همه چی تمام.
البته که هر طورخدا مصلحت میدونه. دیگه راستش بخوای براممهمنیست. چه امروز . چه ده سال چه صد سال بعد . مهم اینبود که داستان نباید اینجا ختم میشد که شده. حالا هر طور میخواد بشه بشه ؛ بازی در میاره ؟ بیاره؟ مهریه میمونه ؟ به درک بمونه؛ خدای من بزرگتر این حرفاست . بخواد خودش روزی رسونه نخواد از بالاترین در ثانیه به صفری میرسی.
خدا خلاصه نمیدونم هر طور که تو بخوای. الهی به امید تو.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۳ ساعت 22:13 توسط بیم
|