۸۸۳. مرا یاد او می اندازد
یکی هست که نحوه حرف زدنش و نوع نگاه و لحنش منو گاهی یاد اون میندازه. امروز دو بار این اتفاق افتاد ؛ ناخودآگاه برام مرور شد؛ بقول نسل جدید حس بدی دارم . هر چیزی دست من نیست اما کاش اینطور نمیشد نه؟ بعضی رفتاراش شبیه اون نبود.
میخواستم سیگار بکشم گفتم بیخیال . بیخیال شدم. ای خدا. وقتی برای یکی تعریف میکنم ؛ چه بخوام چه نخوام از ناراحتی و غم میخندم میگم خب شده که شده. خدا بزرگه. تو بزرگی. میدونم همیشه اینطور نمیمونه خدا جان. میدونم. فقط تو عمیقا منو میفهمی چون خالقمی . کمکم کن. اوضاع برامخوب نیست
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان ۱۴۰۳ ساعت 18:18 توسط بیم
|