اگر به ساده ترین حالت ممکن و عین حال سخت ترین موضوع به مشکلاتم نگاهی بندازم تو یه کلمه میتونم خلاصش کنم : پول.

وضعیت مالی انقدر بد شده که مجورم تو عادی ترین امورات صرفه جویی کنم. خودم که هیچ به کنار . فقط خیلی واجبات در حد رفت و امدهای شهری و برون شهری رو پول کرایه تاکسی و این جور چیزا میدم. تا جا داره و یادم نرفته یه خدا لعنتت کنه بفرستم به رئیس اسناد اجرایی اینجا :) . شبا خوب بخوابی با کارایی که کردی و ظلم هایی که در حقم شد . چند جایی برای اوقات بیکاری برا پیدا کردن شغل از دیوار تماس گرفتم و چون برنامه و تایم کاریم نمیخونه نمیشه. کلا یه وضعیت عجیبی دارم خدا . از آذر سر هر ماه با یه حساب خیلی سرانگشتی ساده دو تومن کم دارم . پول وکیل رو هم به حساب بزنم ماهی دو تومن تقریبا. کسری هر ماه ۴ تومن.

اما اگروضعیت مالی اینطور نبود و یه طور دیگه بود از اول اصلا این مشکلات نبود.هرچند۹۰ درصد همه بدهی و اقساط و هزینه های الانم مسبب و باعث و بانیش اون نامرده . گاهی دلم برای خودم میسوزه میگم یه عمر پس انداز کن و اخرش همش‌ رو یه از خدا بیخبر بیاد ببره و الانم هر چی دارم و ندارم هم میره پای اون و نمیدونم خدا از این ماه این کسری ۴ تومنی چطور قراره جبران بشه ! از کجا بیارم؟ تا حد ممکن از اطرافیان هم قرض کردم. دیگه برم چی بگم ؟ آره شنیدم میگن از نداری و فقر و اینا ننویس اما اینجا حکم دفتر خاطرات منو داره‌ . خدا عدالتت رو شکر . کاش با من کمی مهربون تر بودی. تا امروز بابت پول دستم پیش کسی دراز نشده جز خودت‌ از این به بعد هم رحم کن. نمیخوام این اتفاق بیفته. من یکبار تموم شدم. بار دوم روپیش نیار. نذار این یه ذره عزت ک دارم پیش خودت و خودن از بین بره. تا حالا نه چاپلپوسی کسی رو کردم نه برا دو قرون و یه هزار بیشتر نون کسی رو آجر یا همین داستانا. همش لطف تو بوده خدا. از این بعدم منو از مخلوقاتت بی نیاز کن. نمیتونم . بیشتره این نمیتونم. اگر امشب بخابم و فردا صبح بیدار نشدم بزرگترین لطف رو در حق من کردی. هر چند بقول خواجه داننده تویی. این بنده چه داند که چه میبایست جست؟ اما دیگه بیشتره این کشش و توان ندارم .