۹۵۸. دیروز . امروز
شب از فرط خستگی شب دوازده نشده خوابم برد. ساعت سه صبح از خواب با وحشت و خوابی که خاطرم نیست پریدم. وحشت زده. دوباره با مصیبت خوابم برد و صبح ادامه داستان. الانم بدتر از دیشب خستمه. بدنم وا رفته تحلیل رفتم. بطر عجیبی خسته که شاید سرما خوردم ! امیدوارم اینطور نباشه. دوباره غدد زیادی فعالیت کردن گویا و هنوز جوابی برا این داستان ندارم. خدا بزرگه. توکل به خودت خدا.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر ۱۴۰۳ ساعت 20:43 توسط بیم
|