963. رنج و وابستگی
به حدی رنج کشیدم که گاهی اتفاقات زندگیم مثل یه کمدی خنده دار بنظر میان. میخندم قهقه . اما از درون میدونمچه غمی همراشه. شاید خدا و دنیا اینطور باشن که هر کی رو بیشتر دوسش داشته باشی بهش وابسته تر باشی و بخوای از هر بابتی بهش تکیه کنی یه اما و اگر بدی از این داستان درمیاد. خدا . دنیات عجیب و وهم انگیز. تکلیف آدما نامشخص. باطن آدما هزاران لایه تو در تو. بیخبر از نیت . کمک کن که من خستم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۳ ساعت 14:8 توسط بیم
|