968. یلدا
کاش الان فلکه آب جلو ورودی حرم باب الرضا بودم. یا کنار گوشه ضریح. یا صحن انقلاب زیر برف.
+بعدنوشت؛ یلدا؟ چه شب یلدایی . همگی خاطرات خوبی که تهش هیچ شد. چه یلدایی . همش غم و غم و غم.
چه دنیایی . چقدر متنوع. چقدر غم انگیز. چقدر متفاوت. خوب و بد زشت و زیبا . دیدن بعضی صحنه ها . دو موج مخالف. زندگی پر مشکل مردم. اکثرا همه در سختی . خدا . کجایی. زودتر به فریاد برس.
توفیق یلدا برای من چیه ؟ جز تصویر اون روز و شب باهاش. جز عکسای یادگاری.
شکر خدا
+ نوشته شده در جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ ساعت 21:6 توسط بیم
|